☻☺♫♪ دو دخـــــــتـــر ♣ ♠ دل نوشته های دو دختر و مطالبی دخترونه
| ||
تبلیغات متنی |
باز یکی داره پیش نگهبانان عز و التماس میکنه ![]() ![]() ![]() آشیخ وقتی میبینه ناله فایده نداره شروع میکنه به فحش و ناسزا دادن به شاه شاهم که مشغول قلیون کشیدن بود اه قیلیونو کفتمون کرد اَبوُل میرزا هم میره و با آشیخ پشم الدین برمیگرده پیش شاه شاه هم که دمق شده بود میتوپه به آشیخ و میگه سگ پدر باز چه شده که میخوای روزمان را خراب کنی ؟ آشیخ هم شروع میکنه به نالش و میگه هر چه داشتم دزد برد ، دیگه آه در بساط هم ندارم شاه میگه : مگه چیزی هم داشتی گوسفند چران دیوانه آشیخ هم میگه: خب معلوم است شب زیر لحاف پیش ضعیفه خوابیده بودیم شاه میخنده و میگه:تقصر زنت است که گذاشته تو بخوابی حالا به ما چه ربطی دارد؟دَندِت نرم، کور میشدی نمیخوابیدی تا اموالت را نبرن آشیخ هم که از مال باختگی خود بسیار ناراحت بود، یه جواب دندان شکن به شاه میده تا اونجاکه حرفش را در کتاب آزادی خواهان ثبت کردن آشیخ پشم الدین با عصبانیت میگه : جوجوالسلطنه هم مات و مبهوت میمونه که چی جواب بده بخوابین شاه بیدار است [ یکشنبه 90/1/7 ] [ 6:4 صبح ] [ دو دختر ]
|
|
[ طراحی : جــــــــــوک نــــــــــت ] [ Weblog Themes By :sio.parsiblog.com ] |